خانه
گاما

درسنامه آموزشی دین و زندگی (3) انسانی کلاس دوازدهم انسانی

درس 11: عصر شکوفایی

بازدید59/2 K
تاریخ بروزرسانی1401/10/4

اوضاع اجتماعی و فرهنگی پیش از اسلام

قبل از ورود به دورهٔ تمدن اسلامی، نگاهی به اوضاع قبل از اسلام می‌اندازیم تا بدانیم که مسلمانان از چه نقطه‌ا‌ی حرکت کرده و به چه نقطه‌ای رسیده‌اند و آن را چراغ راه آینده قرار دهیم.

امیرمؤمنان علی (ع) از آن ایام این گونه یاد می‌کند:

«خداوند رسول خویش، محمد‌ (ص)، را زمانی فرستاد که مدتی از بعثت پیامبران پیشین می‌گذشت. ملت‌ها در خوابی عمیق فرورفته و فتنه و فساد، جهان را فراگرفته بود. رشته‌ها از هم گسیخته و آتشِ جنگ، زبانه می‌کشید.»

«مردم آن زمانه، مذاهب پراکنده و خواسته‌های متناقض و روش‌های متفاوت داشتند. برخی خدا را شبیه سایر مخلوقات می‌دانستند و برخی نیز غیر او را پرستش می‌کردند.»

«مردم از شیطان اطاعت می‌کردند و در راه او گام برمی‌داشتند. عَلَم‌های شیطان توسط این مردم به حرکت درآمده و پرچمش در فتنه‌هایی که شیطان، مردم را از طریق آن زیر پاهایش می‌کوفت و زیر سم‌هایش لگدمال می‌کرد، برافراشته شده بود.»

«شما مردم در آن زمان بدترین کیش و آیین را داشتید. در میان سنگ‌های سخت و مارهای زهرآلود زندگی می‌کردید، آب تیره می‌نوشیدید، غذای ناگوار می‌خوردید، خون یکدیگر را می‌ریختید و از خویشان می‌بریدید. بت‌ها در میان شما جای داشت و گناه، شما را فراگرفته بود.»

بسیاری از مردم، داشتن دختر را ننگ می‌شمردند و وقتی به آنها خبر می‌دادند که خداوند دختری به آنها بخشیده، خشمگین می‌شدند. در داخل قبایل، غارت اموال، دزدی، برده‌داری، قمار، ربا و داد و ستدهای نادرست رواج داشت. کعبه مرکز بت‌های مختلف شده بود. بسیاری نیز به پرستش ارواح و ماه و ستارگان مشغول بودند.

خارج از شبه جزیرهٔ عربستان نیز، جهان آن روز آمیزه‌ای از تهی دستی، شلاق خوردن و سوختن محرومان، اندیشه‌های خشکیده و غرض آلود کشیشان و کاهنان و موبدان و تجمل پرستی درباریان بود. خسرو پرویز، پادشاه ایران در زمان طلوع اسلام خود را آدمی فناناپذیر از میان خدایان و خدایی بسیار جلیل در میان مردمان می‌شمرد. در پادشاهی ساسانی حدود یک درصد کل جمعیت آن روز ایران، همه چیز را در اختیار داشتند و بقیهٔ مردم چون بردگان از حقوق اولیه و اساسی خویش محروم بودند.

دانش تکمیلی (صفحهٔ 134 کتاب درسی)

 

آیا در چهارده قرن پیش، ایرانیان به زور شمشیر و از رویِ اجبار مسلمان شدند؟ برای دیدن پاسخ این سؤال به لینک «اینجا» مراجعه کنید.

بیشتر بدانیم

حکیم ابوالقاسم فردوسی، نظام طبقاتی آن روز جامعهٔ ایران را با ذکر یک داستان به خوبی ترسیم می‌کند. در زمان حکومت انوشیروان که جنگی میان ایران و روم پیش آمده بود و ذخیره مالی حکومت تمام شده بود، مأموران دولت به شهرهای مختلف می‌رفتند تا از ثروتمندان و توانگران کمک بگیرند.

کفشگری که ثروتی از گذشته برای او مانده بود، به مأموران حکومت: «من این ثروت را به شما می‌بخشم به شرطی که فرزندم اجازه داشته باشد آموزش‌های مربوط به شغل دبیری را بیاموزد»:

یکی پور دارم رسیده به جای

به فرهنگ جوید همی رهنمای

اگر شاه باشد بدین دستگیر

که این پاک فرزند گردد دبیر

ز یزدان بخواهم همی جان شاه

که جاوید باد این سزاوارگاه

در آن روزگار، دبیران طبقه‌ای ممتاز بودند که کارهای اداری و دفتری پادشاهان را انجام می‌دادند. این افراد، آموزش‌های ویژه‌ای می‌گذراندند و بعد از ایشان فقط فرزندانشان می‌توانستند این شغل را به دست بگیرند. در حقیقت، خانوادهٔ پادشاهان که اولین طبقهٔ جامعه بودند، معتقد بودند که افراد معمولی ادب و تربیت لازم را برای معاشرت با آنان ندارند و فقط یک طبقهٔ خاص به نام دبیران می‌توانند با آنها آمد و شد داشته باشند و کارهای دفتری و اداری آنان را انجام دهند. پادشاهان و درباریان وارد شدن یک فرد معمولی به طبقهٔ دبیران را خلاف ادب و عدل تلقی می‌کردند. به همین جهت انوشیروان در جواب کسی که پیغام کفشگر را آورده بود، می‌گوید:

به ما بر پس از مرگ، نفرین بُوَد

چو آیین این روزگار این بُوَد

نخواهیم روزی جز از گنج داد

درم زو مخواه و مکن هیچ یاد

هم اکنون شتر بازگردان به راه

درم خواه وَز موزه دوزان مخواه

فرستاده برگشت و شد با درم

دل کفشگر گشت پر درد و غم

امپراتوری روم با استبداد اداره می‌شد و مسیحیت تحریف شده را، دستاویز حکومت خود قرار داده بود. تبعیض‌های نژادی، انحطاط اخلاقی و جنگ‌های پی درپی و طولانی مدت، این امپراتوری را به افول کشانده بود.

این گزارش اجمالی، سیمایی از شرایط فرهنگی و اجتماعی قبل از اسلام بود. رسول خدا (ص) آمد تا با همکاری و تلاش و همراهی مردم مقدمات تمدنی بر پایهٔ معیارهای الهی و دینی را بنا کند. تمام رفتارهای پیامبر اکرم (ص) منطبق بر همین معیارها و معرفی آنها به جامعه و مردم بود. البته پیامبر اکرم (ص) واقعیت‌ها را می‌دانست و از میزان توانایی مردم و موانع پیش رو کاملاً آگاه بود. پیامبر (ص) می‌دانست جامعه، که مجموعه‌ای از انسان‌های قوی و ضعیف، موافق و مخالف و مؤمن و منافق است، تا چه میزان او را همراهی خواهد کرد. از همین جهت، همواره جامعه را نسبت به عظمت مسئولیت‌های بزرگشان آگاه می‌کرد و گاه با شدت به آنان هشدار می‌‌داد.

فَاستَقِم کَما اُمِرتَ وَ مَن تابَ مَعَکَ وَ لا تَطغَوا اِنَّه‌ُ بِما تَعمَلونَ بَصیرٌ [سورهٔ هود / 112]
همان‌طور که فرمان دادی خودت و هرکس با تو به خدا روی آورده، استقامت کنید و سرکشی مکنید که خداوند به آنچه انجام می‌دهید بیناست.

خداوند در این آیه از پیامبر اکرم (ص) می‌خواهد که نه تنها خودش، بلکه جامعه را برای برقراری جامعهٔ توحیدی و تمدن اسلامی به پایداری و استقامت در راه دعوت کند و به چنین مرحله‌ای از آمادگی برساند.

به این ترتیب، پس از پیامبر اکرم (ص) در طول چند قرن، تمدنی پدید آمد که جنبه‌های مثبت فراوانی داشت و دستاورد بزرگی برای بشریت به شمار می‌آمد؛ گرچه جنبه‌های منفی غیرقابل انکاری هم در آن وجود داشت. در این درس با مروری اجمالی بر این تمدن می‌خواهیم مشخص کنیم که این تمدن تا چه اندازه به معیارهای تعیین شده از جانب خداوند نزدیک شده است.

گزارشی از تلاش مسلمانان صدر اسلام برای تحقق برخی معیارها

الف) تحکیم بنیان خانواده

در جامعه‌ای با آن فرهنگ منحط، پیامبر خدا (ص) با رفتار و عمل خود بسیاری از سنت‌های جاهلی را نابود ساخت. رفتار ایشان با دخترشان، حضرت فاطمه (س) برای جامعهٔ آن روز و نیز امروز بسیار آموزنده است. او پیامبری بود که پسری برایش نمانده بود و فقط چهار دختر داشت که سه دختر بزرگ‌تر قبل از رحلت پیامبر (ص) از دنیا رفته بودند و فقط کوچک‌ترین آنها که فاطمه (س) بود، برای پیامبر باقی مانده بود. از این رو، برخی از اعراب، پیامبر را «ابتر» (بی‌دنباله) صدا می‌کردند تا تحقیرش نمایند. امّا این پدر بزرگوار، همراه با دختر خردسالش، رسالت تغییر و انقلاب در نگرش انسان‌ها را برعهده گرفتند. فاطمه زهرا (س) پس از رسول خدا (ص) چشمه‌سار همیشه جاری خوبی‌ها و ارزش‌ها در جامعهٔ اسلامی شد. قبل از او نیز، حضرت خدیجه (س) که پشتیبانی صمیمی برای پیامبر (ص) بود؛ ثروت فراوان و شخصیت اجتماعیِ خود را فدای تلاش‌های رسول خدا (ص) کرد و نقش ممتاز خود را در شکل‌گیری بزرگ‌ترین تحول جهانی ایفا نمود.

به تدریج، رفتارهای پیامبر (ص) و تنها دخترش فاطمه (س) جهت احیای ارزش‌های فراموش شدهٔ انسانی به بار نشست و فروریختن سنت‌های جاهلی آغاز شد. حضرت فاطمه (س) وارث و ترویج کنندهٔ همهٔ مفاخر و ارزش‌هایی شد که پیامبر اکرم (ص) به ارمغان آورده و پیامبران بزرگ الهی همچون نوح و ابراهیم (ع) و موسی (ع) و عیسی (ع) برای آنها مبعوث شده بودند.

خانهٔ فاطمه (س) و خانهٔ پدر کنار یکدیگر بود. این دو خانه با یک حیاط خلوت کوچک از هم جدا می‌شد و دو پنجرهٔ روبه‌روی هم، خانهٔ پدر و دختر را به یکدیگر متصل می‌کرد. هر صبح پدر دریچهٔ پنجره را می‌گشود و به دخترش سلام می‌کرد. هرگاه قصد سفر داشت، به منزل فاطمه (س) می‌رفت، و با او خداحافظی می‌کرد؛ و هرگاه نیز که از سفر برمی‌گشت، فاطمه (س) اولین کسی بود که پیامبر (ص) به سراغش می‌آمد و حال او را می‌پرسید.

مورخان گواهی داده‌اند که پیامبر همواره دست دخترش را می‌بوسید و دربارهٔ او می‌فرمود:

- بهترین زنان جهان چهار تن‌اند: مریم، آسیه، خدیجه و فاطمه (س)
- خداوند از خشنودی فاطمه خشنود و از خشمش به خشم می‌آید.
- فاطمه پاره‌ای از تن من است، هرکه او را بیازارد مرا آزرده است و هرکس مرا بیازارد، خدا را آزرده است.

- در این خانواده، زنان، پا به پای مردان، تاریخ را رقم زده‌اند:
خدیجه (س) حامی بزرگ پیامبر، فاطمه (س) همراه پدر و حامی بزرگ علی؛ و زینب (س) در کنار برادر و پیام رسان نهضت عاشورا.

در عین حال، این خانواده الگوی تمام عیار عفاف، حیا و پوشش اسلامی بودند تا به دیگر مؤمنین بیاموزند که توجه به مقام و منزلت زن به معنی بی بند و باری، نگاه ابزاری به او، و یا به معنی هوس رانی و متزلزل ساختن بنیان خانواده نیست.

با توسعهٔ سرزمین‌های اسلامی و شکل گیری حکومت‌هایی که دیگر پیامبر و یاران پیامبر را الگوی خود قرار نمی‌دادند، بار دیگر برخی از رفتارهای جاهلی نسبت به زن پدیدار شد. حاکمان بنی امیه و بنی عباس و بسیاری دیگر از حاکمان سرزمین‌های اسلامی با تشکیل حرمسرا، زنان زیادی را به دربار خود آوردند، حقوق الهی آنان را نادیده گرفتند. با همه این احوال، موقعیت زن و خانواده در تمدن اسلامی بسیار برتر از موقعیت زن در اروپا و سایر مناطق جهان بود: زنان حق مالکیت و کار داشتند، دسترنج آنها به خودشان تعلق داشت، در عین حال که وظیفهٔ هزینهٔ خانواده را بر عهده نداشتند، به همین جهت می‌توانستند ثروت خود را وقف امور عام المنفعه کنند. بسیاری از موقوفه‌های قدیمی کشور ما مربوط به زنان خیّری است که ثروت خود را وقف امور خیریه کرده‌اند.

تحصیل برای زنان آزاد بود و اندیشمندان بزرگی از زنان در جهان اسلام پیدا شدند که سابقه نداشت.

با اینکه در آن عصر و حتی تا همین دوره های اخیر در اروپا، زن را براساس تورات، موجود درجه دوم تلقی می‌کردند، قرآن کریم، تلقی موجود درجه دوم بودن زن را به شدت نفی و با آن مبارزه کرد. البته با اینکه مسلمانان همچنان تحت تأثیر برخی اندیشه‌های خرافی درباره زن که از دوره جاهلی باقی مانده بود، قرار داشتند؛ در عین حال تحول عظیمی نسبت به گذشته پدید آمده بود.

ب) رشد و بالندگی علم و فرهنگ

یکی از ویژگی‌های فرهنگ علمی دورهٔ اسلامی عدم اختصاص علم به طبقه یا قشر خاص بود. در ادامه به نمونه‌هایی از این توجّه به علم و علم آموزی اشاره می‌شود:

1- رسول مکرّم اسلام (ص) روزی به یارانش فرمود:

«کسی که دوست دارد نگاهش به چهره کسانی افتد که از آتش دوزخ در امان‌اند، به جویندگان علم بنگرد. سوگند به کسی که جان من در دست قدرت اوست، هر شاگردی که برای تحصیل علم (نه به قصد شهرت و نه برای تظاهر و تفاخر)، رفت و آمد کند، در هر گامی، ثواب و پاداش عبادت یک سالهٔ عابد برای او منظور می‌گردد؛ و برای هر قدمی که در این مسیر می‌نهد، شهر آبادی در بهشت برای او آماده می‌سازند. و زمین نیز برای او طلب آمرزش می‌کند ...»

2- زنان مدینه برای علم آموزی در کلاسی که حضرت فاطمه (س) تشکیل داده بود شرکت می‌کردند. به این واقعه توجه کنید:

زنی نزد حضرت فاطمه (س) آمد و گفت مادری دارم که در باب نماز سؤال‌هایی دارد؛ امّا چون بیمار است، مرا نزد شما فرستاد تا آن سؤال‌ها را مطرح سازم. حضرت فاطمه (س) به پرسش آن زن پاسخ داد. زن از این فرصت مناسب استفاده کرد و سؤال دیگری را مطرح ساخت. آن حضرت پاسخِ آن را نیز بیان فرمود. همین گونه، آن زن پرسش‌های متعددی را در میان می‌گذاشت و حضرت زهرا (س)، به تمام سؤالات جواب‌های لازم را می‌داد تا تعداد مسئله‌ها به عدد 10 رسید. زن از کثرت سؤال‌ها احساس شرمندگی کرد و گفت: بیش از این مزاحم شما نمی‌شوم.

صدیقه کبری‌ (س)، در حالتی که نشان می‌داد هیچ منتی بر او ندارد، فرمود:

«هر سؤالی که به نظرت می‌آید، بپرس.» سپس برای تشویق وی فرمود: «اگر فردی در مدت یک روز باری سنگین را به دوش کشیده، آن را به بالای بام حمل کند و در ازای آن حق الزحمه‌ای معادل هزار سکه طلا دریافت کند، با توجه به این مزد، آیا آن کار برای او سخت خواهد بود؟»

پاسخ داد: خیر. فرمود:

«من هم کارگزارم و خود را خادم خداوند قرار داده‌ام. مزد من در برابر هر سؤالی که پاسخ دهم، از مجموع مرواریدهایی که فاصلهٔ میان زمین و آسمان را پر کند، بیشتر است. پس سزاوار است که از پرسش‌های تو احساس رنج و زحمت نکنم.»

تلاش پیامبر اکرم (ص) و پیشوایان دینی سبب علاقهٔ مسلمانان به علم و دانش شد، به طوری که توجه به اندیشه و تفکر و ارزشمندی علم روز افزون شد و ثمرات آن در تمدن اسلامی مشاهده گردید.

مثلاً نیاکان ما در جهان اسلام توانستند علوم و دانش بشری را از چند شاخهٔ محدود به پانصد شاخه برسانند. و این، به معنای توسعه زیاد علم بود که ناچار بودند آن را شاخه شاخه کنند و به صورت تخصصی بدان بپردازند. شوق و علاقهٔ آنان به دانش سبب شد که در بسیاری شهرها در کنار هر مسجد، مدرسه‌ای نیز بنا کنند.

در امور مربوط به بهداشت و سلامت، وضع مسلمانان بسیار درخشان بود؛ اگر شرایط قبل از اسلام و اوضاع آن دوره را در اروپا که هنوز حتی با حمام آشنا نبودند موردتوجه قرار دهیم، درمی‌یابیم که چگونه دستورات ساده‌ای مانند وضو و غسل و دیگر آموزه‌های بهداشتی اسلام مانند طهارت و نجاست و نیز دستورات پیشوایان دین در مورد سلامتی و درمان، دنیای اسلام را متحول کرد. 

امیرمؤمنان علی (ع)، که نهج‌البلاغه‌اش نشان خردورزی و احترام به تفکر و تعقل است، فرمودند:

«منزلت عالم و دانشمند، والاتر از کسی است که با کوشش، روزها را به روزه می‌گذراند و شب‌ها را به عبادت سپری می‌سازد»؛

4- امام رضا (ع) حدیثی مفصل در ارزش علم از پیامبر اکرم (ص) نقل می‌کند که قسمتی از آن چنین است:

«اگر آموختن دانش با هدف الهی همراه باشد، کار نیک (حسنه) تلقی می‌شود. علم آموزی، عبادت است و مذاکرهٔ علمی، تسبیح و تقدیس پروردگار. و عمل و رفتار هماهنگ با علم، جهاد در راه خداست … فرشتگان، شیفتهٔ دوستی با دانشمندان اند و با درود و تحیات خویش به آنان تهنیت می‌گویند ...»

ج) توجه به عدالت و حقوق مردم

برقراری عدالت از اهداف رسالت پیامبر (ص) و از مهم‌ترین معیارهای تمدن اسلامی شمرده می‌شود، به همین دلیل پیامبر اکرم (ص) مردم را به عدالت در همهٔ ابعاد آن دعوت می فرمود که به مواردی از آن اشاره می‌شود:

1- یکی از ابعاد عدالت، عدالت اقتصادی است که قرآن کریم تفاوت انسان دین‌دار و بی‌دین را در آن دانسته و فرموده است:

اَرَاَیتَ الَّذی یُکَذِّ‌بُ بِالدّینِ فَذٰلِکَ الَّذی یَدُعُّ الیَتیمَ وَ لا یَحُضُّ عَلیٰ طَعامِ المِسکینِ [سورهٔ ماعون / 1 تا 3]
آیا دیدی کسی را که روز جزا را دروغ می‌پندارد او همان کسی است که یتیم را به شدّت (از خود) می‌راند و (دیگران را) ترغیب نمی‌کند به خوراک دادن به بینوا.

2- رسول خدا (ص) به مردم می‌فرمود:

«برترین جهاد، سخن حقی است که انسان در مقابل سلطانی ستمگر بر زبان آورد.»

3- رستم فرخ زاد، فرماندهٔ سپاه یزدگرد، آخرین شاه ساسانی، در راه جنگ با مسلمانان بود. وی که مردی جهان دیده و با تجربه بود، در قادسیه با طلایه داران سپاه مسلمانان برخورد کرد. شب هنگام، سوار بر اسب، روی تپه ای رفت و به ارزیابی آن لشکر پرداخت. با وجود اینکه لشکر مسلمانان از نظر عده و تجهیزات اندک بودند، در قلب خویش اضطراب عجیبی احساس می‌کرد. از تپه فرود آمد و پیکی سوی زَهرة بن عبداللّٰه، فرمانده لشکر مسلمانان، فرستاد و وی را به مذاکره دعوت کرد. فرمانده آمد و سخنانی میانشان رد و بدل شد.

رستم به زَهره گفت: دربارهٔ دین خود سخن بگوی.
زهره پاسخ داد: پایهٔ دین ما دو چیز است: گواهی به یگانگی خدا و رسالت محمد (ص).
رستم گفت: اینکه عیبی ندارد؛ خوب است، دیگر چه؟
زَهره ادامه داد: آزاد ساختن بندگان خدا از بندگی انسان‌ها به سوی بندگی خداوند.
رستم گفت: این هم خوب است، دیگر چه چیزی؟
زَهره گفت: مردم همه از یک پدر و یک مادر زاده شده‌اند و همه برادر و خواهر یکدیگرند.
رستم گفت: این نیز خیلی خوب است. اگر ما اینها را بپذیریم، شما باز خواهید گشت؟
پاسخ داد: آری، قسم به خدا به سرزمین‌های شما دیگر قدم نخواهیم گذاشت، مگر برای تجارت.
رستم گفت: راست می‌گویی، امّا در میان ما مردم ایران، سنّتی از زمان اردشیر رایج شده که با دین شما سازگار نیست. کشاورز و پیشه ور حق ندارند به طبقهٔ بالاتر روند و از امتیازات آن برخوردار شوند. اگر این طبقات در ردیف اشراف قرار گیرند، پا از گلیم خود درازتر خواهند کرد و با اعیان و اشراف به ستیز برخواهند خواست.
زَهره گفت: ما نمی‌توانیم مثل شما باشیم. ما عقیده داریم که باید امر خداوند را در مورد همهٔ طبقات رعایت کنیم. همهٔ مردم از یک پدر و مادر آفریده شده‌اند و همه با هم برادر و برابرند.

هم اندیشی (صفحهٔ 141 کتاب درسی)

 

برای اینکه ما مسلمانان بتوانیم بار دیگر تمدن اسلامی را احیا کرده، به جایگاه مناسب خود در جهان برسیم، چه اقداماتی باید انجام دهیم؟
1- ایجاد اتحاد و همدلی میان امت اسلامی و ایجاد سازمان‌های بین‌المللی کشورهای اسلامی
2- تلاش برای رسیدن به شاخص‌های عدالت اجتماعی مدّنظر اسلام
3- از میان برداشتن قوانین اجتماعی که در تضاد با دین اسلام است و موجب دوری از عدالت می‌گردد.
4- حمایت از ملت‌های مظلوم مسلمان در برابر ظالمان و مستکبران
5- کنار زدن مصادیق تبعیض‌های قومی و نژادی بین ملت‌‌های مسلمان

باور کنیم رجعت سرخ ستاره را
میعاد دستبرد شگفتی دوباره را
باور کنیم رویش سبز جوانه را
ابهامِ مردخیز غبارِ کرانه را
باورکنیم ملک خدا را که سرمد است
باورکنیم سکّه به نام محمّد است
راوی به فتح، فتح نمایان به آسمان
راوی به تین و زیت به افسانهٔ زمان
راوی بخوان به خواندن احمد در اعتلا
بر بام آسمان، شب معنا، شب «حرا»
راوی بخوان که افسر سیّارگان مه است
راوی بخوان که مهدی موعود در ره است

درس 11: عصر شکوفایی